جملات زيبا

توجه: تبلیغات در کامنت ها هرگز به نمایش در نخواهد آمد

جملات زيبا
نویسنده : جملات زیبا - ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٤
 

با سلام خدمت دوستان عزیزم که اولین تولد وبلاگمو بهم تبریک گفتند. این دوستان عزیز آه شب و آرزو و مریم و فهیمه بودند که از همشون سپاسگزارم.

برای این که شما هم شاد باشین امروز چند تا لطیفه میزارم امید وارم که شاد بشید و بخندید.

لطیفه یک

يه قورباغه با يه اردك ازدواج مي‌كه، اگه گفتي بچه‌شون چي ميشه؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . بچه‌دار نميشن، واسه‌شون دعا كن، طفليا داره زندگيشون از هم مي‌پاشه

لطیفه دو

به یکی ميگن: يه ميوه خوشمزه، آبدار و شيرين نام ببر، ميگه: خيار! بهش ميگن: خيار كجاش آبدار و شيرينه؟ بنده خدا ميگه: با چايي شيرين بخور، نظرت عوض ميشه

لطیفه سه

تهرانيه به پسرش ميگه: پسرم هيچ مي دوني ناپلئون وقتي به سن تو بود، شاگرد اول کلاسش بود؟... پسر به پدر جواب داد: پدر جان هيچ مي دوني که ناپلئون وقتي به سن تو بود، امپراتور بود؟

لطیفه چهار

غضنفر ميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلي كه زدي به يقت خارش اذيتت نميكنه ميگه خارش كه نه ولي گلدونش كه تو لباسمه بيچارم كرده

لطیفه پنج

دو نفر داشتن تو يه ماشين بمب كار ميذاشتن يكيشون به اون يكی ميگه :

 اگه اين بمب الان منفجر شه چی كار كنيم ؟

 اون يكی ميگه : نگران نباش من يكی ديگه دارم !


 
comment جملات شما()