جملات زيبا

توجه: تبلیغات در کامنت ها هرگز به نمایش در نخواهد آمد

آخرين برگ درخت
نویسنده : جملات زیبا - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱۳
 
در اين ماه دوستم در وبلاگ آخرين برگ درخت يشترين هديه را براي وبلاگ خود ارسال نموده اند............خانم ها شهلا و مرضيه و محمد آقا و دوستم در وبلاگ آخرین برگ درخت بيشترين هديه را به وبلاگ خودشان ارسال نموده اند

در شب سرد زمستانی
ز من تنها غمی مانده
که در تنهایی شبها
برایم ناله ها خوانده
و مهتابی که بی نور است
و یا چشمان من کور است؟
میان موج و طوفانها
امید و ساحلم دور است
برایم راه شب تار است
دلم انگار بیمار است
ولی در دل امیدی هست
که از عشق تو سرشار است
اگر بی سود می چرخم
بدان من در پی مرگم
نگو با من تو از دردت
که من خود زاده دردم
نگاهش سرد و دل خاموش
چو فانوسی نفس مرده
ولی در آخرین لحظه
برایم شعر غم خوانده
نمی دانم که می داند
که من اندیشه ام این است
چرا با من نمی خواند ؟
چرا با من نمی آید ؟
شعری از : آخرین برگ درخت


 
comment جملات شما()