ریحانه

زخم که میخوری مزه مزه اش کن...حتما نمکش اشناست!!!!!!
/ 6 نظر / 4 بازدید
عاشق یک لحظه نگاهت

برایت من دعا کردم....... شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی تورا با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تورا از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی: دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تورا در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایی را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمیدانم چرا رفتی،نمیدانم چرا ،شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی ،نمیدانم کجا،تا کی،برای چه؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر میداشت تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایش خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد ،که من بی تو تمام هستی ام از بین خواهد رفت کسی حس کرد

setayesh

ریحانه جون متنت خیلی قشنگه [لبخند]. راستی اگه وقت کردی به وبلاگ من سر بزن[بغل]خوشحال میشم که باهم تبادل لینک کنیم [نیشخند]اگه شد یک ایمیل به من بده [خنده]

سنا

سلام ریحانه جون واقعا جملت خیلی قشنگ بود اگه وقت کردی ی سرم به وب من بزن امیدوارم خوشت بیاد اگه با تبادل لینک موافق بودی خبرم کن[گل][گل][گل]

مجید

هرچندنمیدانم خوابهایت راباکه شریک میشوی اما هنوز شریک تمام بی خوابی های من تویی

مجید

به گریه هایت برای من میخندیدم نمیدانستم بعدازاین به خنده هایت برای دیگری میگریم

مجیدبهرامی

به گریه هایت برای من میخندیدم نمیدانستم بعدازاین به خنده هایت برای دیگری میگریم