فرزانه

کاش زمان در دستانم بود تا زمان با تو بودن را انقد طولانی میکروم که زمانی برای بی تو بودن باقی نماند

 

/ 18 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهمن

رفیق معامله فسخ شد در قبال دنیا یک تار مویت را میخواستند ندادم

بهمن

قطاری سمت خدا میرفت همه مردم سوار شدن وقتی به بهشت که رسید همه بیاده شدن یادشون رفت مقصد خدا بود نه بهشت[قلب]

بهمن

گفتم خدایا همنشینم باش گفت من مونس کسانی هستم که مرا یاد کنند گفتم چه اسان بدست میای گفت بس اسان از دستم نده

سیماجون

چرت بود[عصبانی]

وحیده

سرم را شاید دیگران در نبودنت گرم کنند اما دلم را هرگز.........

مسلم

میدونی چرا همیشه برای خودم مشکل میسازم چون توی مشکلات به یاد خدا میافتم

فرشته

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هرگز فکر امدن نیست[منتظر]

علی

عالی بود[گل][گل]

اتنا

بزرگی میگفت راز شادکامی دراین است که به اندازهای که تلاش کردهایم ارزو کنیم یاهر ارزویی داریم ازین به بعد به اندازه اش تلاش کنیم

محسن

بخشیدن کسی آسان است اما اینکه دوباره بتوان به او اعتماد کرد داستان کاملا متفاوتی است