لیدا

چه شتابیست به راه؟ شاید آن نقطه ی نورانی دشت،چشم گرگان بیابان باشد!!
/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رویا

بسیار زیبا

سویل

امروز همان فرداییست که دیروز آرزویش را میکردیم پس از امروزت غمگین مباش چون فردایت غمی بیش نیست...[ناراحت] خوب بود[لبخند]

[نگران]

اتوسا

خدایا! خورشید را به من قرض میدهی ؟ از تو که پنهان نیست سرزمین خیالم سالهاست یخ بسته است...

امیر

عالیه حال کردم[لبخند]

sasa

shayad kheili dir ama fogholade bood in jomlat

raheleh

سهراب گفتي:چشمها را بايد شست......شستم ولي !......... گفتي: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولي !.............. گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي !............. ... او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت: " ديوانه باران نديده !! "ادامه ...

raheleh

سهراب گفتي:چشمها را بايد شست......شستم ولي !......... گفتي: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولي !.............. گفتي زير باران بايد رفت........رفتم ولي !............. ... او نه چشمهاي خيس و شسته ام را..نه نگاه ديگرم را...هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت: " ديوانه باران نديده !! "ادامه ...

مرتضا

به راه بدیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم...

عارفه

با هیچ کس بر سر اعتقاداتش نمی جنگم....... خدای هر کس همان است که خودش می گوید